تبليغاتX
۞ضد مدرسه+باحال۞

۞ضد مدرسه+باحال۞

مرده شور هر چی مدرسست رو ببرن

صبح بلند شدم برم مدرسه خوابم میومد ! ولی خوب بازم پا شدم ! به امید اینکه هندسه خوندم و میرم !
به زحمت میرم بازم یک 2 کلمه میخونم ... راه میوفتم ! میسرم مدرسه امتحان شروع شده !(امتحان ساعت 7.30 یک صیغه ی جدیده که یکی از معاونین یا مدیر یا دبیران گرامی برای اینکه وقت کم تر تلف یشه داده !   که دانش اموزان محترم و گرامی بیشتر سر کلاسهای پر بار باشن ! !!
رفتیم سر کلاس دیدیم بله امتحان شروع شده خلاصه رفتیم سر جلسه !
ورقه رو داد بمون : 15 تا سوال هندسه ! یه دونم اصافه ! اخه مرد درست حسابی ! 15 تا سوال میدن برا 1.30 ساعت ؟!
خلاصه شروع کردیم به اثبات ! دیدیم بله همشون در جزوه ی اشغال این معلم موجوده ! منم که اصلا جزوه رو نخونده بودم ! بعنی فقط جزوه رو نخونده بودم !! پایه سوالات رو خونده بودم که اثبات کنم که  وقت کم بود !!
خلاصه بعدش اومدیم از امتحان با اعصاب ناجور بیرون دیدم 2 زنگ ریاضی داریم  !  اونم با کی !! بعدش هم دفاعی ! !!!!! که توی کلاس بحث در مورد همه چی میشه جز دفاعی !!!!
در مورد کک و مک ( البته معلم عزیز coc o moc میگه ) ناخن که همون میکربه ! یا مو که همون میکروبه میزنه بیرون ! یه ویفر که با موز گندیده درستش میکنن !!! و هزار و یک بحث علمی جذاب که هر کدوم بیشتر از هزار و یک غلط داره !!!
 

اپ خوب نشد میدونم ! ولی حالم خیلی خوب نیست ! خوب اپ هم تابعی از ( {چه درس خون})وضعیت آدمه دیگه ! و در ضمن وقتی نظر میدین خواهشن یه مشخصاتی به جا بزارین !


+ نوشته شده در 2008/11/22ساعت 17:54 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

سلام ! من نمیدونم این چیه تو مدرسه ی ما مد شده که امتحان رو ساعت 7.30 میزارن ! برا چی حالا ؟ که مبادا زنگی تلف بشه این وسط! فردا هم که هندسه رو انداختن زنگه ورزش!!!
تازه هندسه با کی! با معلم دینی که معلم کم اوردن میاد هندسه ی ما رو درس میده ! {من نمیدونم چرا خواستم برم این مدرسه ! فک میکردم یه چیزی داره ! } تازه این معلم گرام هندسه رو حفظ میکنه میاد سر کلاس میگه ! که بعضی اوقات فراموش میکنه !! جالبیش اینه که این معلم عزیز فکر میکنه هر چی میخونه باید بیاد سره کلاس زر بزنه و تکرار کنه !!! حالا این اثبات ها و قضیه ها به چه درد ما و امثال ما میخوره خدا میدونه !!
بعدشم  امده سر کلاس میگه :
معلم : به نظرم کلاس داره از حده شوخی خارج میشه و حیایی که باید بین ما باشه از بین می ره دیگه شوخی نکنین ! 
ته حرفش : فلانی باز خودتو ول کردی ؟!
ای خاک به سر ! تو که میگی شوخی نکنین ! من نمیدونم باید چی کار کرد با این معلم ها ! اینم تموم میشه ولی به چه قیمتی ؟! من معلم بد زیاد داشتم ! تا دلتون بخواد ولی دیگه این مدلی هم نداشتیم که خدا رو شکر کلکسیون داره تکمیل میشه !  کم مونده بریم برا گینس ! ! !
اینم مینوسیم تا بگم زندم ! هنوز زوده که بمیرم !

فعلا ....
سالار .........
+ نوشته شده در 2008/11/21ساعت 18:44 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

داریم از دست این بلاگفا فرار میکنیم فعلا شاید یه سری مشکل باشه ولی بعدش درسته !
پاسخ برادر گناهکار به بنده یکی از پدران ورد پرس فارسی ما از اونجا که همیشه  Bug و قاط هستیم اینم روش!
-
سلام

من دیشب حدود ۳-۴ ساعت روی وبلاگ شما کار کردم اما گویا به‌دلیل حجم بسیار زیاد مطالب شما٬ سرورهای بلاگفا قادر به پاسخگویی سریع به برنامه‌ی ما نیستن و عملیات انتقال با شکست مواجه شد.
شما وبلاگ‌تون رو به‌حالت اولیه‌ی برگردونین٬ هر زمان که شرایط انتقال برای وبلاگ‌های حجیم آماده شد بنده خودم با ایمیل شما رو در جریان می‌ذارم تا تغییرات مورد نظر رو اعمال کنین :)
-
امروز ساعت 6 از مدرسه اومدم ! خدا خودش رحم کنه!
+ نوشته شده در 2008/11/15ساعت 20:32 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

سلام به تمامی دوستان ! توی این مدت اتفاقها جالبی افتاده اتفاقهای زیاد که برای هر کدومش باید یه پست میدادم ولی خوب بنده به علت تنبلی ننوشتم! حالا اگه اجازه بدین قصد دارم این ها رو خلاصه کنم  و بگم!
×
1) سر کلاس ریاضی : 
معلم : سالار بیا پا تخته (بلند میشم خودمو میتکونمو میرم!)
معلم : تعریف تابع یک به یک چیه ؟!
 من :    به تایعی گفته میشه که به ازای هر X فقط یک Y و برعکس وجود داشته باشد! ا( ریاضی به تازگی به درس های حفظی اضافه شده دیگه !؟)

معلم : X و Y غلطه مولفه ی اول و دوم!
من : بله بله !
×
2)سر امتحان :
من : اقا این رو از راه نمودار بریم نمره داره؟
معلم:تو از هر راهی دوست داری حل کن

بعد امتحان :
من : اقا این رو از راه نمودار رفتیم 3 نمره ندادین!؟!
معلم : اقا برو بشین ! ( من اصرا میکنم!)
معلم : خوب ننوشتی در اخر که هست یا نیست! 
من : نوشتم اینا ها!
معلم : خوب ننوشتی به علت نمودار که ! 
دلم میخواست این معلم رو با قد 150  ش همونجا چنان بلندش کنم بکوبنمش زمین که اسمش یادش ولی جلو خودم رو گرفتم!
و اما امروز اعتراضها به نتیجه رسید و قرار شد این معلم 150ی رو عوض کنیم
بله مدیر اومد و گفت که ایشون ساله اولشه داره اینجا درس میده ! ما هم که رحم نکردیم چنان انتقاد کردیم !(من که چشمم اب نمیخوره ولی گویا مدیر خیلی پگیره ! رسات و دروغش با خود مدیر!)
+ نوشته شده در 2008/11/12ساعت 16:46 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

گفتم یه خاطره ای بگم بی خاطره نمونیم:
زنگ تفریح خورد ساعت 1 بود!
هیچی خوشحال از اینکه تا 10 دقیقه کلاس نداریم اومدیم بیرون تو حیاط
مثل همیشه حاج اقای مدرسه با کلاس مخصوص حاج اقاها رفت با یه سری از بچه های مسلمون نماز خونه نماز بخونن.
اما غافل از اینکه بچه های نا مسلمون هم بودن
وسط نماز بود که یه سری از بچه ها به دقت عمل خاص عجیب منحصر به فرد خودشون رفتن همه ی کفشا رو دزدیدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(البته به خاطر این کار عجیبی کردن چون کفشا تفریبا جلوی چشمان حاج اقا بود اما به خاطر اینکه بچه ها خیلی پرو بودن(پروفشینال=حرفه ای خودمون)و به خاطر اینکه حاج اقا به حالت روحانی رفته و دیگر وارسته شده بودن و در این دنیا نبودن چیزی حس نکردن)
خلاصه نماز تموم شد و حاج اقا رفت که کفشاشو بپوشه اما اونجا دیگه کفشی نبود .هاهاهاهاها
خلاصه 1 ساعت واستاد تا یکی کفششو پیدا کنه بیاره اما افاقه نکرد و حاج اقا مجبور شد تا با حرکت لی لی
بپره و در حیاط چرخ بزنه تا کفشهایش رو پیدا کنه .
به 1000 زحمت و پس از پریدن های پیاپی توانست کفشاشو پیدا کنه !
اما روز بعد همه منتظر بودن که عکس العمل حاج اقا رو ببینن
حاج اقا اومد و با کفشاش رفت و نماز رو اقامه کردددددددددد!
+ نوشته شده در 2008/11/7ساعت 14:27 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

از این به بعد لازم نیست زحمت تایپ .blogfa رو بکشین ! تایپ کنین www.zedemadreseh.com !!
راحت باشین ! تمامی دوستان هم زحمت بکشن .com رو لینک کنن!
فعلا!
+ نوشته شده در 2008/11/2ساعت 19:45 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

سلام حال اپ نداشتم ولی دیگه از همه اینقد فوش خوردیم که اپ میکنیم !

یک معلم دفاعی داریم که اصلا در زمینه علم و علوم تکه در مورد همه چی اظهار نظر میکنه از هوا فضا گرفته تا وضع هوا ! میگه که یک بمب هست که 500 کیلو هست بعد این بمب میاد میفته و یک دفعه 500 کیلو انرژی هم زمان آزاد میکنه یک از اون ور : اقا واحد انرژی چیه !؟
 یه روز دیگه : 4 مدل اتش سوزی داریم فلان و فلان و فلان و فلان
یکی از بچه ها :ا اقا بمب اتم کدوم مدله ؟
 معلم دانشمند : الکتریکی محسوب میشه !

دانش اموز از معلم خر تر ! : اقا ما دیدم اب رو بریزن رو اتش اتش شعله ور بشه ! (من نمیدونم جه شکلی اینجا راش دادن ؟){همه گیر دادن به اینکه آتیش نقتی بوده ! و واقعا شعله ور میشه ! اصلا بحث سر کلاس در مورد این نبود که آتیش نفتی بوده وقتی آّب بریزی روش چون چگالی آب بیشتره میره زیر و ماده ی سوختنی رو پخش میکنه ! بد نیست به جواب معلم  هم دقت کنید !}
معلم خر تر :چون اب اکسیژن داره !!!!

البته این معلم شعر زیاد میگه سر کلاس به خاطر حفظ ابرو این معلم IQ نمیگم!

فعلا ! (معلمو دارین خدا وکیلی؟! )
+ نوشته شده در 2008/11/1ساعت 16:0 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Infoکپی برداری از این وبلاگ بدون ذکر منبع پیگرد دارد قانونی و غیر قانونی دارد و عواقبش بر گردن خودتان است!
http://salardevilking.persiangig.ir/other/zedemadreseh/Zedemadreseh.png